بیوفسفوناتها: Strengtheners استخوان و یا مقاومت استخوان؟
توسط لین لنارد دکترا در تاریخ 13/02/10 در 1:39 PM
توسط Lane در لنارد، دکترای
داروهای بی فسفونات در حال حاضر به طور گسترده به بازار عرضه شده و تجویز حق ثبت اختراع، تایید شده توسط FDA داروهای ضد پوکی استخوان. بیوفسفوناتها تقلید می کنند، تا حدی اثر استروژن بر استخوان که در آنها با مهار استخوان کار می کنند [که استخوان برداشته می شود را به اتاق را برای استخوان جدید]. با این حال، این داروها مثل استروژن، توانایی شما برای ساختن استخوان است.
در حال حاضر FDA تایید بیس فسفونات ها، از جمله آلندرونات (Fosamax)، Actonel (رزیدرونات)، Didronel (اتیدرونات)، Boniva (ایباندرونات)،، و Reclast (Zometa) (zoledronate)، طراحی شده اند که برای تقویت استخوان با استخوان طبیعی مهار فعالیت استئوکلاستی resorbing، که باعث کاهش از دست دادن تراکم مواد معدنی استخوان (BMD)، اجازه می دهد برای ایجاد ثبات در معماری میله میله. توجه داشته باشید که این هیچ ربطی به با ثبات تعادل بین استروژن و پروژسترون، بازسازی میزان کلسیم، و یا هر فرایند دیگر طبیعی است.
مانند بسیاری از داروهای دیگر ثبت شده، بیس فسفونات آنالوگ مصنوعی مهم طبیعی استخوان سازی شیمیایی، پیرو، که به طور معمول کمک می کند تا کلسیم ترکیب میشوند و به بافت استخوان از طریق یک فرایند شناخته شده به عنوان کانی است. با این حال، بر خلاف پیرو، بیس فسفونات ها در واقع بلوک معدنی طبیعی نیز به عنوان تحلیل استخوان استئوکلاستی.
بزرگ، آزمایشات کنترل شده با دارونما به طور کلی نشان می دهد که در واقع این داروها می تواند به افزایش تراکم استخوان و کاهش خطر ابتلا به مهره ها، لگن، و سایر شکستگی nonvertebral در زنان مبتلا به پوکی استخوان، حداقل در کوتاه مدت. این خبر خوبی است. مرک، شرکت که بازار بیوفسفونات پیشرو، Fosamax (در حال حاضر نیز عام به عنوان آلندرونات به فروش می رسد)، بر نتایج مثل این ضبط به نوبه خود مواد مخدر خود را به ارزش فیلمهای به عنوان حد 3،6 میلیارد دلار در سال است. استفاده از Fosamax و بیس فسفونات ها دیگر شده است در حال رشد در نرخ به خصوص سریع از سال 2002، زمانی که انتشار طرح سلامت زنان (WHI) منجر به زنان ترس دور از "استروژن" جایگزینی، که تا آن زمان با استفاده از روش پیشرو متداول برای جلوگیری از پوکی استخوان شده بود است.
متاسفانه، همه ممکن است بنابراین بعد از همه گلگون. محاکمه به مدت تا 10 سال شروع به بالا بردن شک و تردید در مورد ایمنی و اثر بخشی دراز مدت بیس فسفونات ها است. مشکل اصلی این است که بیس فسفونات ها نه تنها به طور مستقیم و غیر طبیعی و مهار بازجذب استخوان استئوکلاستی، آنها نیز به طور غیر مستقیم مهار طرف دیگر سکه ساختمان استخوان، تشکیل استخوان استئوبلاستی.
چگونه کار بیوفسفوناتها
در بازسازی استخوان نرمال، استئوکلاست ها 1 دوباره جذب بافت استخوان، تشکیل چاله های کوچک در ساختار استخوان. در کوتاه مدت، استئوبلاست همراه مانند خدمه به تعمیر جاده های میکروسکوپی در آن چاله با استخوان سالم جدید را پر کنید آمده است. تحت شرایط عادی، استئوبلاست ها غیر فعال باقی می ماند تا استئوکلاست ها برای اولین بار انجام چیزی که خود را. اگر فعالیت استئوکلاستها به اندازه کافی سرکوب است، هر چند، آن را به عنوان بیس فسفونات ها است، استئوبلاست ها هیچ حفره ای را پر کنید، و به همین دلیل تشکیل استخوان جدید متوقف است. اگرچه استروژن نیز مانع از فعالیت استئوکلاستی، آنها این کار را در یک راه طبیعی است که ساختمان استخوان استئوبلاستی، که هنوز هم می تواند توسط عوامل مانند پروژسترون، تستوسترون و یا استرانسیوم تحریک را متوقف کند.
بنابراین، هزینه های فیزیکی از ثبات استخوان بیوفسفونات ناشی از است به مسدود کردن استخوان طبیعی بازسازی یک کشور بسیار غیر طبیعی امور است.
عواقب طولانی مدت، سرکوب بازسازی استخوان عادی
چه این کار را برای سلامت استخوان در دراز مدت چیست؟ این یک سوال بسیار مهم است، زیرا هیچ چیز مانند کوتاه مدت درمان با این داروها وجود دارد. یک زن که شروع به مصرف بیس فسفونات ها در سن 55 سالگی به راحتی می تواند هنوز هم آنها را 25 یا 30 سال بعد، اگر او را سالم باقی می ماند و می تواند آنها را تحمل کند. طولانی ترین دادگاه تا کنون 10 سال با Fosamax، ظاهرا گواه بدون افزایش در میزان شکستگی در سال های بعد است. با این حال، در طراحی این مطالعه مرک حمایت شده است مورد انتقاد قرار گرفت.
یک کارآزمایی دیگر هم بسیار کوچکتر بالینی - به طور مستقل شرکت دارویی مستقیم تاثیر یک داستان بسیار متفاوت انجام شد. محققان پس از 9 زنان مبتلا به استئوپنی یا استئوپروز (پوکی استخوان)، که مصرف کرده بود Fosamax به مدت 3 تا 8 سال (برخی نیز مصرف PREMARIN) و شکستگی nonspinal شده بود (کمر، دنده ها، استخوان ران و استخوان ران) که گرچه انجام عادی فعالیت های روزانه مانند راه رفتن، ایستادن، و یا چرخش به اطراف است. محل این شکستگی برای زنان مبتلا به پوکی استخوان غیر معمول بود، و هیچ یک از شکستگی های مربوط به سقوط یا ضربه دیگر شد. شکستگی رخ داد پیش از آن در زنانی که از هر دو Fosamax و PREMARIN، نشان می دهد اثر بر استخوان.
از آنجا که زنان مصرف Fosamax در حالی که شکستگی های خود شدند بهبودی ادامه داد، محققان در زمان فرصتی برای مطالعه و بررسی اثرات دارو بر روند بهبود. اما چیزی که آنها پیدا کردند این بود امیدوارکننده نیست. در بسیاری از زنان، بهبود شکستگی آهسته به طور قابل ملاحظه، ماهها و حتی سال ها طولانی تر از آن باید. ران شکسته یک زن (شکستگی تنه استخوان ران) در زمان بیش از دو سال صورت گرفت به زخم التیام یابد، به رغم این واقعیت که پزشکان خود را از شکست درمان بود به شدت، با استفاده از پیچ ها و میله های فلزی به عنوان یک پیوند استخوان. در بسیاری از زنان، پس از آن که درمان قطع شد، شکستگی شفا رضایت بخش است.
محققان همچنین بیوپسی استخوان در یک سایت به دور از شکستگی ها، که به آنها ایده سلامت استخوان زنان به طور کلی در نظر گرفته شده بود، انجام شده است. آنها دریافتند افسردگی کاملا شدید استخوان تقریبا 100-برابر کمتر در برخی از بیماران از در زنان یائسه سالم یافت شده است. آنها نتیجه گرفتند که زوال در سلامت استخوان به طور تقریبا قاطعانهای به علت درمان Fosamax، و آن را احتمالا از تجویز همزمان Fosamax با استروژن بدتر شد، چرا که هر دو سرکوب واگردش استخوانی است.
تجربه یک زن با Fosamax
در یک مورد گزارش شده در مقالات پزشکی، جنیفر P. اشنایدر، MD، دکتری، پزشک از توسان، آریزونا، شرح داده شده، تجربه شخصی خود را با Fosamax. در سن 59، دکتر اشنایدر، بود که به یائسگی زودرس در 40S اولیه خود را از دست رفته، سوار شدن در مترو شهر نیویورک بود که ماشین jolted. اگر چه استخوان ران به طور معمول یکی از قوی ترین استخوان در بدن، او در رشته ای از علم طب که درباره امراض دوران پیری و افراد پیر بحی میکند مجله که وقتی ماشین lurched، او "تمام وزن خود را به یک پا منتقل شده، احساس چفت استخوان، و افتاد به کف قطار است. "عکس اشعه ایکس از استخوان ران را درهم شکست دکتر اشنایدر.
دکتر اشنایدر در زمان سوار مترو شوم خود را، شده بود درد در ران راست او به مدت 3 ماه، و اسکن استخوان در هفته قبل از شکستگی استرس از استخوان ران راست او نشان داده شده بود. او همچنین در نظر گرفتن Fosamax به مدت هفت سال، علاوه بر کلسیم و HRT معمولی (PREMARIN + Provera).
پس از شکست، پزشکان او او را متقاعد به ادامه مصرف Fosamax، رد نگرانی های خود را در مورد توانایی خود را برای استخوان سرکوب گردش است که فقط شفا به عنوان "یک احتمال نظری است." اما با وجود درمان تهاجمی بیش از بیش از نه ماه، از جمله استخوان الکتریکی تحریک و دو جراحی برای کاشتن میله های به طور فزاینده ای بزرگتر فلز، شکستگی او خودداری کرد تا ترمیم شود. در نهایت، او را متوقف مواد مخدر در خود، و در ظرف شش ماه قطعاتی از استخوان ران شکسته او را در نهایت شروع به متحد.
دکتر اشنایدر باقی مانده Fosamax به مدت دو سال، که در طی آن زمان او توانست به دست آوردن مجدد به سطح طبیعی خود را از فعالیت است. با این حال، از آنجا که اسکن استخوان خود نشان دادند که BMD او شروع به کاهش تا حدودی، پزشکان او را به او توصیه دوباره شروع به مصرف Fosamax. اکراه، او موافقت کرد. حدود یک سال بعد، پس از بیرون آمدن از رختخواب یک روز صبح، او درد را در پای راست خود را با هر مرحله احساس. از ترس احتمال دیگری شکستگی استرس nontraumatic را، او دوباره متوقف گرفتن Fosamax، اما اسکن استخوان 2 ماه بعد نشان داد که او در واقع دچار یک شکستگی استرس در پای خود (استخوان متاتارس دوم).
برای دومین بار در 4 سال، دکتر اشنایدر به دلیل به هیچ ضربه خاص استخوان شکسته شده بود. این بار، به جای Fosamax، او شروع به مصرف مکمل های کلسیم، دهان استرادیول و پروژسترون میکرونیزه دهان و دندان [پروژسترون طبیعی به صورت قرص. پوشیدن کفش های محکم برای حمایت از پای او، او شروع به راه رفتن یک مایل در هر روز، و پس از چند ماه، بالاخره پای شکسته اش شفا. باقی مانده در این رژیم از زمان، او شکستگی جدید رنج می برد.
دکتر اشنایدر است در تجربه به شکست خود به تنهایی نیست. پس از او خود را "پرونده" او سابقه در سال 2006 منتشر شده است، او به گزارش های متعدد منتشر نشده از دیگران که شکستگی مشابه بودند فرستاده شد. در ادامه به تحقیق این موضوع، او به تازگی بررسی دانش موجود در مورد این پدیده است. در همین حال، دو تن دیگر از مقالات یکی از پزشکان در سنگاپور و از سوی دیگر از بیمارستان برای عمل جراحی ویژه در نیویورک کرده اند به طور مستقل مستند در مجموع از 87 مرد و زن ، که "انرژی کم"، "کم ضربه،" "شکنندگی" یا "غیر معمولی" شکستگی های همراه با استفاده از بیس فسفونات ها Fosamax و یا دیگر بودند. به نظر می رسد که این شکستگی غیر عادی ها چندین چیز مشترک دارند:
- بیشتر بیماران شده Fosamax به مدت 4 تا 7 سال قبل به یک رویداد است.
- شکستگی اغلب با درد موضعی در ران به مدت 1 هفته تا 2 سال قبل شد.
- برخی از بیماران شکستگی در استخوان ران مخالف خود را حفظ کرده بود 2 تا 4 سال قبل است.
- شکستگی های مرتبط با حوادث "انرژی کم"، مانند دام و بیماران اغلب می تواند ضربه محکم و ناگهانی استخوان قبل از سقوط احساس شد.
اغلب بیماران مبتلا به بیوفسفونات مربوط به شکستگی تنه استخوان ران خاص و غیر معمول الگوی شکستگی در اشعه ایکس قابل رویت است را نشان می دهد. در یک نظر سنجی از مردان و زنان مراجعه کننده به مرکز تروما، 70 شکستگی در طی یک دوره 5-سال شناخته شد. الگوی غیر عادی اشعه X تنها 1 بیمار که با Fosamax عدم درمان مشاهده شد. به عبارت دیگر، الگوی شکست غیر معمول بود به 98٪ از Fosamax patients.15
، شاید oddest جنبه ای از این شکستگی Fosamax مربوط به این است که آنها تمایل دارند که در قسمت فوقانی استخوان ران رخ می دهد. به یاد داشته باشید، این استخوان در درجه اول، استخوان سخت و ضخامت قشر تشکیل شده، و آن است که معمولا قوی ترین استخوان در بدن است. در اکثر افراد سالم، شکستگی استخوان ران هایی از این دست تنها پس از ضربه بزرگ، پر انرژی رخ می دهد، مانند سقوط از یک محل یا یک تصادف اتومبیل. این است که در تضاد به نمونه های مربوط به پوکی استخوان، شکستگی ها، که در استخوان ضعیف و نسبتا نرم است، اسفنجی (برای مثال، trochanter ران، مچ دست، دنده ها) (و یا گاهی اوقات قبل) نسبتا خفیف تروما رخ می دهد، مانند دام و در حال سقوط است. همانطور که دکتر اشنایدر اشاره شده در بررسی های اخیر خود، استخوان ران "بعید به شکست در ضربه های کم انرژی است مگر اینکه پوکی استخوان شدید present.14 گزارش موارد متعدد از کم تاثیر شکستگی استخوان ران در بیماران مصرف آلندرونات [Fosamax] برای چند سال، یک رویداد نادر، بنابراین برای مطالعه بیشتر ارتباط میان آلندرونات و شکستگی از جمله نامیده می شود. "13 \
چگونه بیوفسفوناتها ممکن است شکستگی ارتقاء
با توجه به راه است که بازسازی استخوان به طور معمول صورت می گیرد، این آسان است برای دیدن چرا بیس فسفونات ها ممکن است مانع ترمیم شکستگی (حتی بسیاری از پزشکان تمایلی به آن اعتراف شده اند)، اما آنها در واقع می تواند ترویج شکستگی های جدید در حالی که آنها قرار است به آنها جلوگیری به نظر می رسد کمتر آشکار است. تفکر جاری در این پارادوکس می رود به شرح زیر است:
استرس های معمول زندگی هر روز تمایل دارند به علت استخوانها توسعه microcracks ها. تحت شرایط طبیعی در افراد سالم، این microcracks باعث استئوکلاست و استئوبلاست ها به بهار را به عمل به ترمیم آسیب، unnoticeably و با هیچ عوارض بیماری است. با این حال، اگر بازسازی استخوان (گردش مالی) است به شدت مهار، به عنوان آن بدون شک توسط بیس فسفونات ها است، استئوکلاست و استئوبلاست ها می تواند شغل خود را از انجام این کار نیست، و بنابراین، microcrack آسیب، مانند جاده خوب، سفر، اما ضعیف نگهداری ترافیک سنگین بر بسیاری زد سال توسعه ترک همیشه گسترده و چاههای. این فرضیه به تازگی توسط محققان چک، که در بر داشت که در زنان مبتلا به BMD پایین، Fosamax درمان است که بدن را نگه می دارد "خدمه تعمیر جاده ای خارج از کار منجر به افزایش در تجمع microcracks ها پشتیبانی می کند.
اجازه باشد در مورد چیزی روشن: به رغم این واقعیت که Fosamax را افزایش می دهد BMD، باز هم ممکن است استخوان ها بیشتر احتمال دارد تا در دراز مدت شکست. در حیوانات آزمایشگاهی، Fosamax oversuppression ناشی از بازسازی استخوان ظاهر از microcracks ها در 2 افزایش یافت - 7-برابر است. تجمع از این microcracks، بدون بعدی تعمیر، با توجه به اقدامات بیس فسفونات ها به نظر می رسد برای افزایش خطر شکستگی در حالی که به تاخیر انداختن و یا شفا مهار است.
به طور خلاصه، حتی اگر قدرت استخوان toincrease با توجه به درمان Fosamax به نظر می رسد، در واقع، استفاده از این دارو ثبت شده است با کاهش 20٪ در چقرمگی استخوان (است که توانایی خود را برای تحمل فشار خم شدن بدون شکستن) همراه است. دکتر سوزان M. اوت از دانشگاه واشنگتن، سیاتل، مقایسه بیوفسفونات، تحت درمان با استخوان به یک درخت. زیر فشار های ناشی از باد شدید، درختان جوان به اندازه کافی انعطاف پذیر هستند در خم شدن و به راحتی و بدون شکستن. با این حال، مسن تر، متراکم تر درختان، با گردباد جدی با آن مواجه هستند، کمتر قادر به خم شدن هستند و ممکن است تنها در دو ضربه محکم و ناگهانی. "بسیاری از مردم بر این باورند که این داروها سازندگان استخوان،" او در نامه ای خطاب به مجله پزشکی نوشت: "اما شواهد نشان می دهد آنها در واقع مقاومت استخوان است." (کج (ایتالیک) اضافه شده است.)
در یک سرمقاله در مجله غدد درون ریز و متابولیسم، دکتر اوت نشان می دهد که بافت استخوان در زنان تحت درمان با Fosamax شبیه به یک نوع "بیماری استخوان adynamic" گاهی اوقات در افرادی که کلیه ها شکست دیده می شود. او اشاره می کند که یک بار در بافت استخوان راس، بیس فسفونات ها تقریبا هرگز، و در واقع، آنها با استفاده از جمع است. "این داروها می شوند متابولیزه نمی شود، اما یا دفع renally در ادرار و یا به داخل استخوان ها می سپرده است. هیچ روش شناخته شده از بین بردن دارو از استخوان ها وجود دارد، "او نوشت.
دکتر اوت خواستار احتیاط در استفاده طولانی مدت از بیس فسفونات ها، اشاره کرد که تحقیقات مفید خود اثرات اما فقط برای 5 سال اول. "من معتقدم که شواهد موجود نشان می دهد که بیس فسفونات ها باید بعد از 5 سال متوقف شده است." وی افزود، "بیس فسفونات ها در دوزهای مورد استفاده قرار گرفت، امروز تشکیل استخوان را تا حد بیشتری نسبت به دیگر داروهای ضد resorbing سرکوب، پس از آن امکان پذیر است که تجمع microdamage که بعد از 15 یا 20 سال فقط در مورد فاصله زمانی بین شروع معمول شکستگیهای قابل انتساب به استئوپروز یائسگی و توسعه است. "
بیوفسفونات اخبار بد: فقط در مغز استخوان تان نیست
GI سمیت (و یا چگونه به دروغ با محاکمات معتبر بالینی)
همانطور که اگر این مشکلات به اندازه کافی بد بود، بیس فسفونات ها نیز به طور بالقوه مخرب را به قسمت بالای دستگاه گوارش (GI) دستگاه، از جمله دهان، مری، معده، و احتمالا استخوان فک. همانطور که در برچسب Fosamax FDA تایید شده رسمی که اشاره شد، "Fosamax، مانند بیس فسفونات های دیگر، ممکن است باعث تحریک موضعی مخاط دستگاه گوارش فوقانی است. تجربه مری، جانبی از قبیل ازوفاژیت، زخم مری، و خوردگی مری، گاهی با خونریزی و به ندرت تنگی مری یا سوراخ شده اند در بیماران تحت درمان با Fosamax گزارش شده است. در برخی موارد، این بوده است شدید و نیاز به بستری شدن در بیمارستان. "گزارش های اخیر حتی استفاده از آن به سرطان مری ارتباط دارد.
می دانم سخت است چقدر مشترک این نوع از عوارض دستگاه گوارش هستند. در کارآزمایی بالینی اصلی مرک به عنوان مثال، اختلاف اندکی در فرکانس از عوارض جانبی دستگاه گوارش بین Fosamax و گروه دارونما وجود دارد. با این حال، در دنیای واقعی از پزشکان و بیماران، عوارض جانبی دستگاه گوارش از بیوفسفونات Fosamax و دیگر problem.22 جدی
fudging مرک اطلاعات مربوط به عوارض دستگاه گوارش؟ نه واقعا. چیزی که ما باید در اینجا یک مثال کامل از چگونه در مقیاس بزرگ، به خوبی کنترل شده، تایید شده توسط FDA، با حمایت شرکت مواد مخدر از نوع کارآزمایی بالینی می تواند همه چیز را درست کنم و هنوز هم تحریف واقعیت توسط یک دارو نگاه کنید امن تر از آن واقعا است. در اینجا چگونه کار می کند:
جدی در بیوفسفونات، مربوط به عوارض جانبی دستگاه گوارش، خیلی ساده به آنها را از نزدیک دنبال روش های توصیه شده برای مصرف دارو، همه از آن هستند اساسا طراحی شده به دریافت قرص از دهان خود را، از طریق مری جلوگیری از، و به و از معده شما را در اسرع وقت، با تماس کوچک که ممکن است با لنت های ظریف از این اندام ها. برای انجام این کار و همچنین به حداکثر رساندن جذب، شرکت مرک توصیه به شرح زیر است:
- نگاهی چیزی Fosamax در اول صبح، درست بعد از بیرون آمدن از رختخواب و حداقل 30 دقیقه قبل از خوردن هر غذایی، آشامیدنی، دارو.
- نگاهی Fosamax با یک لیوان (6-8 اونس) پر از آب معمولی است، اما آب معدنی نیست.
- پس از بلع قرص Fosamax، دیگر اونس 2 (¼ فنجان) آب بنوشید.
- از دراز کشیدن به مدت حداقل 30 دقیقه و تا زمانی که پس از خوردن غذا خود را در روز حداقل 30 دقیقه بعد.
Fosamax با آب خیلی کم می تواند مری و معده (معده) پوشش به مواد مخدر خطرناکی را تحریک کنند، که می تواند هر چیزی از سوزش سر دل به زخم سوراخ به سرطان را ایجاد کند قرار دهد. دراز کشیدن با مواد مخدر هنوز در معده خود را به خطر رفلکس اسیدی، محتویات معده نصب شده با مواد مخدر به داخل مری، جایی که آنها می تواند آسیب جدی را انجام دهد. علاوه بر این، مصرف Fosamax در حالی که غذا یا دیگر MEDS هنوز در معده خود را به طور قابل توجهی باعث کاهش جذب دارو، اثر خود را در نتیجه مهار است. حتی مواد معدنی در آب معدنی می تواند مانع جذب Fosamax.
بنابراین، پس از گرفتن Fosamax در صبح، این بدون رفتن به عقب به مدت حداقل 30 دقیقه خواب (چه در این زمان انجام تماشای تلویزیون نگاهی سگ برای پیاده روی کتاب بخوانید؟؟؟؟) وجود دارد، و نه می شوند شما قرار را آن را قبل از زمان خواب در شب. شما حتی نمی توانید این دارو را و سپس فنجان صبح خود را از قهوه یا چای. شما باید آن را در معده خالی است، بنابراین شما نیاز به صبر کردن حداقل نیم ساعت قبل از مصرف هر چیزی دیگری است. هر گونه انحراف از این روش بسیار دقیق می تواند دارو اثرات درمانی "و / یا کاهش و افزایش احتمال آسیب جدی به پوشش خود را گوارش فوقانی شود.
واضح است، و سپس با در نظر گرفتن Fosamax و بیس فسفونات ها دیگر گریه به دور از ظاهر قرص های معمولی در صبح است. این داروها خواستار تعهد به مذهبی پس از اقدامات توصیه شده و یا شما را در رویارویی عواقب وخیم است. برای افراد مسن که معمولا بسیاری از MEDS دیگر در زمان های مختلف هر روز و که به راحتی ممکن است اشتباه در مورد این است که، Fosamax ممکن است به نسخه ای برای فاجعه است. برای به دست آوردن در اطراف این مشکلات، شرکت ها شده اند طراحی مواد مخدر بیوفسفونات جدید است که می تواند یک بار در هفته انجام شود (به عنوان مثال، Fosamax)، یک بار در ماه (به عنوان مثال، Boniva)، و یا حتی یک بار در سال (Reclast - تزریق IV).
در حال حاضر، به آزمایش های بالینی. ما می دانیم که کسانی که در آزمایش های بالینی را برای شرکت های دارویی بیرون رفتن از راه خود را به مطمئن شوید که شرکت کنندگان خود را به دنبال مصرف توصیه می شود قوانین به T. بنابراین، جای شگفتی نیست که مرک اثرات جانبی جدی بسیار زیادی در نمی بینم آزمایشات بالینی آن در مقایسه با دارونما، در نتیجه اجازه می دهد آن به ادعای آماری صحبت کردن که این دارو بی خطر بود.
نمی کنم، هر چند، برای افرادی که نسخه خود را از به طور متوسط رفتند، HMO GP متعارف، که در آن زمان، درک، و یا انگیزه به دقت دستور / بیماران خود را نداشته باشند و به دنبال مواد مخدر خود را در موقع روش. به احتمال زیاد، این، "از این قرص ها می آیند و در 3 تا 6 ماه. آه، و مطمئن باشید خواندن این جزوه در مورد روش های درست و نادرست را به قرص. شما چه می گویند نام و نام خانوادگی خود را؟ "
تحت شرایط دنیای واقعی، بیوفسفونات مربوط به دستگاه گوارش آسیب شناسی معلوم می شود یک مشکل شایع و به طور بالقوه بسیار جدی است. در واقع، FDA اخیرا گزارش شده دریافت بیش از 40 مورد سرطان مری مربوط به استفاده از Fosamax، که 14 منجر به مرگ بیمار است. یکی دیگر از 31 مورد سرطان مری (و 6 مورد مرگ) مرتبط با Fosamax و بیس فسفونات ها استفاده شده اند در اروپا و ژاپن گزارش شده است. زمان متوسط از قرار گرفتن در معرض مواد مخدر اولیه برای تشخیص سرطان تنها 2.1 سال در ایالات متحده و 1.3 سال در اروپا و ژاپن بود.
مراقب باشید "فک مرگ"
به تازگی، جدید، بسیار نگران کننده، نادر بیوفسفونات عوارض جانبی، استئونکروز فک (ONJ)، نیز به عنوان فک شناخته شده مرگ، پدید آمده است. در ONJ، بافت استخوانی در فک نتواند پس از یک صدمه کوچک را التیام بخشد، مانند دندان، که برگ و استخوان در معرض در معرض خطر به خصوص مشکل به درمان عفونت باکتریایی و شکستگی است. طولانی مدت آنتی بیوتیک درمانی و جراحی برای برداشتن بافت استخوان در حال مرگ ممکن است مورد نیاز است. گاهی اوقات، ممکن است بخش زیادی از فک برداشته شود.
به طور معمول، ONJ غیر معمول است و عمدتا با شیمی درمانی سرطان، اشعه از سر و یا گردن، درمان استروئیدی (به عنوان مثال، کورتیزون)، بهداشت نامناسب دهان و دندان، بیماری لثه، جراحی دندان، سوء مصرف الکل، و دیگر شرایط در ارتباط است. عادت به 1 یا 2 نفر در سال، پزشکان در یک بیمارستان متوجه احساس خطر شد که در طی یک دوره 3-سال، ONJ در 63 از بیماران خود شده بود تشخیص داده است. چیزی که تمام این بیماران مشترک، درمان بیوفسفونات بود. در حالی که 56 از آنها (89٪) بوده است. IV بیس فسفونات (پامیدرونات یا zoledronate) به عنوان شیمی درمانی سرطان برای حداقل یک سال، 7 نفر از بیماران (11٪) شده بود فقط بیس فسفونات خوراکی (آلندرونات یا زولدرونیک اسید) در دوزهای استاندارد برای پوکی استخوان.
در حالی که گزارش های متعدد بعدی حدیثی از بیوفسفونات مربوط به ONJ، مرک، همراه با آمریکا انجمن دندانپزشکی وجود داشته است، همچنان اصرار دارند که Fosamax دهان (و همچنین به عنوان بیس فسفونات های دیگر) به شمار خطر حداقل ONJ. با این حال، یک مطالعه سیستماتیک اخیر از محققان در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، دانشکده دندانپزشکی، خلاف این موضوع را نشان میدهد. آنها ارزیابی پرونده الکترونیکی بیماران مراجعه کننده به کلینیک دانشکده دندانپزشکی USC برای پیدا کردن آنهایی که تا کنون استفاده کرده بودند Fosamax و که از آن ONJ بعد توسعه. از 208 بیمار (همه زنان، 63 تا 80 ساله) با سابقه یکبار در هفته استفاده Fosamax 9 برای ONJ تحت درمان قرار گرفتند - در حدود 4٪ است. (چهار مورد با خارج نمودن دندان، و پنج تن را با زخم مربوط به دندان مصنوعی ضعیف اتصالات شد.) این شیوع بسیار بالاتری نسبت به توسط اکثر پیشنهاد شده بود "مقامات بود." در مقابل، از 4384 بیمار USC که استخراج دندان قرار گرفته بودند، اما Fosamax بود، یک توسعه ONJ استفاده نمی شود.
دکتر Sedghizadeh اهل محله، که رهبری تیم تحقیقاتی USC، اصرار داشت: ":" ما گفته شده است که خطر با بیس فسفونات خوراکی ناچیز است، اما 4 درصد ناچیز است. او اشاره می کند که اغلب پزشکان تجویز بیس فسفونات ها بیماران خود را در مورد خطرات بالقوه داروهای نگو، حتی با استفاده کوتاه مدت است.
مشکل این است که به عنوان دکتر اوت پیشنهاد فوق، دارو را به بافت استخوان باقی می ماند برای مدت طولانی (10 سال ممکن است آن را برای سطوح به نصف رها کردن حتی یک بار مصرف آن را متوقف) قفل شده است. بنابراین، استفاده مداوم اجازه می دهد تا مواد مخدر به ساخت تا به سطوح که قبلا تصور می شود دست یافتنی تنها از طریق تزریق داخل وریدی با دوز بالا به بیماران مبتلا به سرطان است. نتایج USC نشان داد که ONJ می تواند پس از مصرف دهان Fosamax به مدت حداقل 1 سال توسعه است.
دعاوی متعدد شده اند در برابر مرک زمینه مدعی شد که علل ONJ Fosamax و که مرک در مورد خطر شناخته شده، اما شده است نگه داشتن کاری ادامه داده است. "ما کاملا مطمئن است آنچه که ما در حال برخورد با بیش از مسافت های طولانی نیست،" دکتر سوزان اوت به لس آنجلس تایمز گفت. عوارض جانبی مثل این باید عادی، زنان سالم دو بار فکر می کنم. "
افزایش خطرات قلبی، بیش از حد
آخرین خبر بد در مورد بیس فسفونات ها در مورد اثرات نامطلوب خود را بر روی عملکرد قلب. تحقیقات جدید نشان می دهد که زنانی که تا کنون مورد استفاده Fosamax و یا Reclast (همچنین به نام Zometa) دو برابر خطر خود را از در حال توسعه جدی فیبریلاسیون دهلیزی (AF)، یک نوع آریتمی های قلبی است. علایم شایع عبارتند از سبک سری، تپش قلب، درد قفسه سینه و تنگی نفس، یا ممکن است هیچ علایمی وجود ندارد و در همه حال. AF درمان نشده می تواند منجر به جمع آوری مایع در ریه ها (ادم ریوی)، نارسایی احتقانی قلب، و تشکیل لخته های خونی که ممکن است به مغز و علت سکته مغزی سفر شود. تجزیه و تحلیل از سه مطالعه، پوشش بیش از 16،000 زن، که بسیاری از آنها مصرف مواد مخدر برای پوکی استخوان، که 2.5٪ تا 3٪ دچار فیبریلاسیون دهلیزی، 1٪ تا 2٪ AF تجربه جدی، که منجر به بستری شدن در بیمارستان یا مرگ.
این مقاله با اجازه نامه تاونسند، معاینه پزشکی جایگزین تجدید چاپ شد . همچنین استخراج در بخشی از کتاب ماندن و جوان سکسی با جایگزینی هورمون Bioidentical توسط جاناتان رایت، MD و لین لنارد دکترا (انتشارات هوشمند، 2010).
یادداشت ها
1. Hosking D، Chilvers CE، C Christiansen، و همکاران. پیشگیری از دست دادن استخوان با آلندرونات در زنان یائسه زیر 60 سال سن. مداخله زود هنگام پس از یائسگی هم گروهی گروه مطالعات N Engl J علوم پزشکی 1998؛ است. 338:485-492.
2. روزن CJ. طب بالینی. پوکی استخوان پس از یائسگی N Engl J علوم پزشکی 2005؛ است. 353:595-603.
3. آنالوگ شیمیایی هستند مولکولی نگاه-alikes، است اما با تفاوت های ظریف، مثل جایگزینی یک اتم کربن یک اتم اکسیژن است. بیوفسفوناتها آنالوگ پیرو ماده طبیعی در راه همان است که Provera آنالوگ پروژسترون هستند.
4. اسمیت A. مرک شیب فروش Vioxx سرزنش [صفحه وب]. CNNMoney.com http://money.cnn.com/2005/04/21/news/fortune500/merck/index.htm، 2005. آوریل 24، 2006.
5. PJ Meunier، C Roux، Seeman E، و همکاران. اثرات از استرانسیوم ranelate در خطر ابتلا به شکستگی مهره در زنان مبتلا به پوکی استخوان پس از یائسگی N Engl J علوم پزشکی 2004؛ است. 350:459-468.
6. Reginster JY، Deroisy R، Dougados M، کولت Jupsin I، J، C. Roux پیشگیری اولیه از دست رفتن استخوان پس از یائسگی استرانسیوم ranelate: کارآزمایی تصادفی شده، دو سال، دو دارونما پوشانده شود، دوز گرفته تا کنترل PREVOS Osteoporos بین المللی 2002؛ 13:925-931.
7. استخوان HG، Hosking D، Devogelaer JP، و همکاران. ده سال تجربه با آلندرونات برای پوکی استخوان در زنان یائسه N Engl J پزشکی 2004. است. 350:1189-1199.
8. Roux C، J Fechtenbaum، Kolta S، Isaia G، Andia JB، Devogelaer JP. ranelate استرانسیم کاهش می دهد خطر شکستگی مهره جوان در زنان یائسه مبتلا به پوکی استخوان شدید سرما خوردگی ان DIS 2008؛ است. 67:1736-1738.
9. محققان تا به حال کمک های مالی از خدمات بهداشت عمومی آمریکا و دانشگاه تگزاس مرکز پزشکی جنوب غربی، دالاس.
10. Odvina CV، Zerwekh JE، رائو DS، N معلوف، گوتشالک FA، پاک CY. به شدت سرکوب گردش مالی استخوان: از عوارض بالقوه درمان با آلندرونات J دانشگاه علوم Endocrinol Metab 2005؛ 90:1294-1301.
11. اشنایدر J. باید بیس فسفونات ها به طور نامحدود ادامه می شود؟ شکستگی غیر معمول در یک زن سالم در دراز مدت آلندرونات سالمندان 2006؛ است. 61:31-33.
12. او بعدها به اختراع یک ترکیب از استرادیول خوراکی به علاوه پروژسترون (استات نوراتیندرون)، با نام تجاری Activella نام روشن باشد.
13. اشنایدر J. بیوفسفوناتها و کم تاثیر شکستگی استخوان ران: شواهد کنونی در آلندرونات و خطر شکستگی سالمندان 2009؛ 64:18-23.
14. Goh SK، یانگ KY، کوه JS،. بی کفایتی Subtrochanteric شکستگی در بیماران درمان با آلندرونات: احتیاط J استخوان مشترک عوارض برزیلی 2007؛ 89:349-353.
15. ع Neviaser، کوچه JM، Lenart BA، Edobor Osula F، Lorich DG. با انرژی پایین تنه استخوان فمور همراه با استفاده از آلندرونات J تروما استخوان 2008،. 22:346-350.
16. استپان JJ، با مته سوراخ کردن DB، Pavo من، و همکاران. کم تراکم مواد معدنی استخوان با تجمع microdamage استخوان در زنان یائسه مبتلا به پوکی استخوان همراه است استخوان 2007،. 41:378-385.
17. اوت SM. ایمنی دراز مدت بیس فسفونات J دانشگاه علوم Endocrinol Metab 2005. است. 90:1897-1899.
18. برودی J. توطئه برای صرفه جویی در ساختار از آن استخوان در پیری است. نیویورک تایمز. جولای 5، 2005.
19. اوت S. درمان جدید برای استخوان ها شکننده ان کارورز پزشکی 2004؛ است. 141:406-407.
20. Fosamax (آلندرونات سدیم). در تجویز اطلاعات [صفحه وب]. مرک و شرکت دسترسی در 26 آوریل، 2006.
21. Wysowski DK. گزارش های مربوط به سرطان مری با استفاده بیوفسفونات دهان و دندان پزشکی J Engl N 2009. است. 360:89-90.
22. گرینسپن SL، هریس ST، استخوان H، و همکاران. بیس فسفونات ها: ایمنی و اثر بخشی در درمان و پیشگیری از پوکی استخوان هستم پزشک فام 2000؛ 61:3731-2736.
23. سرطان مری Chustecka زهرا در بیماران مصرف بیس فسفونات خوراکی [صفحه وب سایت] اخبار Medscape پزشکی، 2008. http://www.medscape.com/viewarticle/586127.24.
24. باسو N، رید DM. بیوفسفونات مرتبط با استئونکروز از یائسگی فک بین المللی 2007،. 13:56-59.
25. Ruggiero SL، Mehrotra B، روزنبرگ TJ، Engroff SL. از آرواره های همراه با استفاده از استئونکروز بیس فسفونات ها: از 63 مورد عوارض Maxillofac دهان J 2004؛ 62:527-534.
26. BJ ادواردز، Hellstein JW، به PL Jacobsen در، Kaltman S، Mariotti، Migliorati CA. توصیه های به روز شده برای مدیریت مراقبت از بیماران تحت درمان بیوفسفونات دهان و دندان: مشاوره بیانیه ای از شورای انجمن دندانپزشکی آمریکا در امور علمی J هستم Assoc دندانه 2008؛ 139:1674-1677.
27. Sedghizadeh PP،: استنلی K، Caligiuri M، Hofkes S، B لوری، Shuler CF. استفاده بیوفسفونات دهان و شیوع استئونکروز فک: پرس و جو سازمانی J Assoc دندانه 2009، 140:61-66.
28. حصار C. مواد مخدر از پوکی استخوان در فک [وب سایت] به مرگ استخوان مرتبط است. اخبار پزشکی ژانویه 5، 2009. http://www.medicalnewstoday.com/articles/134381.php.
29. خطر معکوس Marsa L. داروهای استخوان است. لس آنجلس تایمز آوریل 3، 2006. موجود در: در 27 آوریل، 2006.
30. SR Heckbert، لی G، کامینگز SR اسمیت NL، Psaty BM. استفاده از آلندرونات و خطر بروز فیبریلاسیون دهلیزی در زنان طاق کارورز پزشکی 2008. 168:826-831.
31. میراندا مواد مخدر J. پوکی استخوان را افزایش می دهد خطر ابتلا به مشکلات قلبی است. ارائه شده در: CHEST 2008: مجمع سالیانه 74 از کالج آمریکایی پزشکان قفسه سینه، 25-30 اکتبر 2008، فیلادلفیا، PA.




















































Andrei
Apr 25th, 2011
Question for Barbara regarding treatment for ovarian cancer – what was the type and grade of your ovarian cancer and how was it treated?
با تشکر از شما
جانیس Luft
اکتبر 17th، 2010
من این خبر جای تعجب نیست. به این معنا نیست من در برابر داروهای تجویزی که نجات جان انسان ها هستم، و تنها یک معجزه است.
I experienced via a friend the difficult side effects of “bisphosphonates” second hand.
For several years I took a friend to a specialist for RA pain almost monthly. Because of the need to have some teeth extracted the once a month dose of the bisphosphonate was stopped, and so was the pain which was being treated on a regular basis – nearly every month with another drug that had negative long term effects on other organs, and could not be taken indefinitely.
It was not minor pain that stopped when the bisphosphonate was stopped. It very intense pain. They'd hardly be able to bear walking or lifting their arms to put on a coat. It was heart breaking to see them suffer so much, and even more heart breaking to fight the push to put them back on the drug by medical professionals when it was clearly understood there was a connection to the drug.
Doctors need to take their blinders off – along with Congress. We must embrace medications, with sound diagnostics based on digestive functioning so that there are minimal negative side effects for those taking them.
We are impacting other species too with prescriptive drugs. Just look at what is happening to fish in the DC waterways. A reduction in dangerous dosages is necessary for even those not using them, because the honest reality is we all are taking them whether we like it or not. Same goes for everything we put out in the air – we all inhale from the industrial pale. It's not the earth that is in peril – it'll go on with or without us. We need to be proactive with sage wisdom: “Our food is our medicine and our medicine is our food”.
People need to be mindful that calcium does interfere with iron absorption and and the two should not be taken together for best results. Also sea vegetables have the highest levels of calcium and minerals. Three and a half oz. of milk has something like 140 ml. of calcium, compared to 1400 ml. in most sea vegetables – according to Paul Pitchford in his book “Healing with Whole Foods”.
Part of the problem with “Capitalism” is that there is not a full accounting of the cost which is passed on to the consumer, taxpayer, or future generations. And it's based, often, on exploiting resources, coupled with cheap labor.
The Gold Rush is over, Timber's been cleared, Water's are gooey and murky, and the seeds have been sewn for a harvest of wealth via health… as always follow the money into the rabbit hole of “private equity” partnerships. Blah, blah, blah…
God help us all.
Judy Weiland
Mar 21st, 2010
Im surprised this article did not include the issue of severe bone pain and hair loss experienced by many, including myself. I first started taking Fosamax in about 1999 and within a year it did show bone growth. But when the drug was changed to a generic form and I was forced by the insurance company to switch to the generic form, I experienced upper GI distress as well as bone pain and thinning hair. I was then switched to Boniva and the bone pain became severe. I went online and was surprised to read the many comments left from other women who were going through the same pain and distress. I was advised by my PCP to go off the drug and consider IV Aclasta, so I went online to research it and found a website with comments from women who stated it produced the same side effects of bone pain and hair loss . It is frightening …I spoke with my dentist who stated he had a patient in his office who was advised to have the IV Aclasta and wanted his opion on the health of her jaw … he found her to have no bone or oral issues. Within three months he found her sitting in his dental chair, unable to speak due to all the blisters in her mouth and down her throat that had occured after the infusion.
Barbara
مارس 19th، 2010
من با یک متخصص که اصرار دارد که تمام بیماری های دژنراتیو (از جمله پوکی استخوان) تیروئید گرسنه شروع می شود کار کرده است. آزمایش خون غیر قابل اعتماد است تا محدوده TSH نرمال لزوما برابر تیروئید سالم. او عضلات آزمایش برای تعیین کمبود ید، که وجود ندارد را در رژیم غذایی آمریکایی است. (Iodized salt is harmful, as the aluminum weakens the thyroid, so don't depend on that for iodine.) My challenge is that I had a thyroidectomy and parathyroidectomy 15 years ago. Since then, I also had ovarian cancer, but declined chemo in favor of an alternative, natural approach. I've been cancer free for 6 years. Now, I have osteoporosis, and at the naturopath's recommendation I started on Miacalcin (synthetic salmon calcitonin). Calcitonin is essential for absorption of calcium. It's made by a healthy thyroid. I switched from Synthroid to Armour thyroid medication and hope to see results. Is there anyone out there with a similar profile? No thyroid or parathyroid who successfuly reversed osteoporosis?
Karena Thek Lineback
Feb 24th, 2010
great article. Sent it on to family and friends with osteoporosis. thanks for publishing and thank-you for listing your resources.
Nicola
Feb 19th, 2010
Am I glad to have read this article. Will give serious thought to following a more natural approach to dealing with my newly diagnosed osteoporosis – I had a gut feeling about rushing into taking alendronic acid and calcium supps. I am currently taking them on recommendation from GP. I think he had better read this!
Gloria
Feb 15th, 2010
Where does Evista fit into tall this?My doctor has been telling me I will need to start it at 60 ( I have ostopenia apparently and please excuse my spelling!)
Dr Joyce Block
Feb 15th, 2010
Thank you for publishing this well-researched, easy-to-read article. This information is extremely useful and I will send it to colleagues and friends.
Annemarie
Feb 14th, 2010
I feel sick after reading this article. I just had the IV infusion of Aclasta 5 days ago which is to last a year. I agonized over the decision on whether or not to take the drug. I'm 51 and my last bone density scan showed osteoporosis with a high risk of fracture. The endocrinologist offered me Forteo and/or Aclasta. It didn't take much research to know I wanted nothing to do with Forteo. I even decided against the Aclasta. But when I went to see him and asked for a year to see if I could increase my numbers using natural methods he told me bluntly I didn't have a year and could walk out of his office, fall and break a hip. Right now I'm feeling angry at myself for allowing myself to be manipulated. I know better. He knew what to say, what buttons to push to get someone like me, who takes no prescription drugs, to agree. I threw a lot of questions at him and he had an answer for everything. But after reading this I now know he wasn't giving me the whole story.
What has me confused is if I am wasting my time now by taking strontium, 10,000 IU vitamin D, calcium, bio-identical hormones etc. Is the Aclasta now stopping any good they would have done in rebuilding bone?
One thing is for certain. I will not be talked into another dose of Aclasta.
Thank you for providing this most informative article. I appreciate it
Ann Carter ANP
Feb 14th, 2010
I am a Family Nurse Practitioner who does mostly womens health using bio-identical. The one thing I emphasize is the us of testosterone. For the best of bone density, your estrogen, progesterone and testosterone have to be balanced. You can't have too much or too little without consequences, so be sure and get a saliva test done, which I have used in my practice for over 8 years (I use ZRT labs ). With hormones, you must of a good balance, the key word is Balance. You will see more men getting osteopororsis as they are living longer, but not getting their testosterone replaced. Remember how bent over Pope John was before he died? He needed testosterone. Again, Balance, so get your hormones checked, including your thyroid and insulin and cortisol. Regards, Ann Carter